Back Cover
مشاهده داخل کتاب

به سوی دوست

«به سوی دوست» کتاب نیست؛ گل‌واژه‌هایی است که از نفس‌های یک سالک الهی برآمده تا نشانه‌هایی از روشِ مراقبه و رسیدن به خدا را به ما گوش‌زد کند. آیت الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی از بزرگان مراقبه است که گزیده سخنانش با دسته بندی موضوعی پیش روی شما قرار گرفته است. موضوعاتی چون توحید، اهلبیت، نماز، قرآن، روزه و سیر و سلوک.

تماس بگیرید >۰۹۱۰۱۱۰۴۵۳۸

میرزا جواد آقا ملکی تبریزی:

شاید برایت پیش آمده باشد که حرفی را از کسی بشنوی و ساده از آن بگذری؛ ولی همان حرف را وقتی از دیگری می‌شنوی به خود می‌آیی و مجالی برای سرسری گرفتنِ سخن باقی نمی‌ماند. افرادی که جزء دسته دوم هستند را در اصطلاح «صاحب نَفَس» می‌گویند. یعنی کسی که یک کلام و یک جمله‌اش در انسان جوشش و غلیانی ایجاد می‌کند که باورکردنی نیست. آیت الله حاج میرزا جواد آقای ملکی تبریزی(رضوان الله تعالی علیه) از همین دسته افراد بود. کسی که در خاطراتش می‌خوانیم وقتی لب به سخن می‌گشود و برخی از جملات ساده را بیان می‌کرد، برخی از خوف خدا از هوش می‌رفتند؛ بعضی از افرادی که از هوش می‌رفتند جزء علما و عرفا و شاگردان خاص هم نبودند، بازاری بودند، کاسب بودند و از جمله انسان‌های عادی جامعه به شمار می‌رفتند. ولی نَفَس‌های این مرد الهی آنقدر گیرایی داشت که حتی آنها را هم به جوش و خروش می‌آورد.

توصیفات و خاطرات زیادی از میرزا جواد آقا ذکر شده که ایشان را صاحب مجاهده، تهذیب نفس و جامع شریعت و طریقت معرفی می‌کند. حتی در برخی از خاطرات، ایشان را به مکاشفه و ملاقات با حضرت حجت علیه السلام توصیف می‌کنند و مقام لقاء الی الله را برایشان قائل هستند.

میرزا جواد آقا تهذیب و تربیت نفس را از آیت الله حسینقلی همدانی آموخت و حالا ما می‌خواهیم پای درس او بنشینیم و راه و رسم زندگی معنوی را به روش میرزا جواد آقا بیاموزیم.

به سوی دوست:

سخنان ارزشمندی از عارف واصل آیت الله میرزا جواد آقای ملکی (رضوان الله تعالی علیه) به جای مانده که از الطاف خاصه پروردگار به مردمان این زمان محسوب می‌شود. کتاب‌های «لقاء الله»، اسرار الصلواه» و «المراقبات» از جمله کتاب‌هایی هستند که سخنان ایشان را به مخاطبان عرضه می‌کنند.

کتاب «به سوی دوست» گلچین و چکیده‌ای از بیانات ایشان است که از سه کتاب فوق اقتباس شده و با طرحی نو و دسته‌بندی موضوعی در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته است.

کتاب فوق نسبت به دیگر آثار مرتبط با آیت الله ملکی تبریزی چند ویژگی خاص دارد:

  1. اختصار و پرهیز از طول و تفصیل‌.
  2. دسته بندی در موضوعات کاربردی جهت سهولت استفاده مخاطبان.
  3. رعایت استناد محتوا با ارائه مرجع بیانات در پایان کتاب.

محتوای کتاب؛

در این کتاب گزیده‌ای از بیانات اخلاقی و عرفانی آیت الله ملکی تبریزی ارائه شده که از سه کتاب «لقاء الله» «اسرار الصلواة» و «المراقبات» اقتباس شده است.

به سوی دوست شامل 290 نکته کوتاه است که در فصل به صورت موضوعی در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته است:

فصل اول: پیرامون توحید و معارف عالیه؛ که به مسائلی از قبیل مقامات توحیدی، جایگاه شیطان، قله‌های معرفت و توحید اشاره دارد.

فصل دوم: در آستان اهلبیت علیهم السلام؛ این فصل به بیان مسائلی چون برکات وجود ائمه، شهادت اهل بیت، مقام ائمه و نشانه های منتظران حضرت حجت علیه السلام می پردازد.

فصل سوم: اخلاق و سیر و سلوک؛ در این فصل که بیشترین بخش کتاب را در بر گرفته است، مسائلی از قبیل معرفت شهودی، عالم تجرد، مراقبه، مجاهده و توبه تبیین شده است.

فصل چهارم: اشاراتی در عظمت قرآن؛ دراین بخش مسائلی پیرامون تدبر در قرائت، آداب خاصه قرائت، تدبر در کیفر گناهان و تلاوت حقیقی بیان شده است.

فصل پنجم: نماز و اشاراتی به مقدمات آن؛ در این فصل کلیاتی پیرامون نماز، آثار عمل خالصانه، معراج مؤمنان، هیبت، حیا و تفهم در حال نماز مطرح شده است.

فصل ششم: نماز شب؛ در این بخش به صورت اختصاصی پیرامون فضیلت نماز شب و روش آمادگی برای این میقات عاشقانه مطالبی ایراد شده است.

فصل هفتم: نماز جماعت؛ این بخش به اختصار پیرامون اهمیت جماعت، فلسفه آن و اهمیت اتحاد قلوب مؤمنان بحث شده است.

فصل هشتم: روزه و رمضان؛ در این فصل نگاهی عارفانه به جایگاه روزه و ماه رمضان مطرح شده تا بتواند زمینه‌ای برای استفاده بهتر از این لحظات الهی ایجاد کند.

فصل نهم: دعا و نیایش؛ در این بخش به اختصار روش‌هایی برای استجابت دعا، شرایط دعا و موانع استجابت آن تبیین شده است.

فصل دهم: متفرقات؛ در این بخش موضوعات متعددی مانند اخلاص، آمادگی برای حج، حب جاه، و مشاهده ارواح مطرح شده است.

در پایان کتاب منابع مربوط به بیانات آیت الله ملکی تبریزی درج شده تا جنبه استنادی آن حفظ شود.

معرفی آیت الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی:

کودکی:

میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، فرزند میرزا شفیع در شهر تبریز متولد شد. تاریخ دقیق ولادت وی مشخص نیست اما اواخر قرن ۱۳ یا اوایل قرن ۱۴ قمری تخمین زده می‌شود. دلیل نامگذاری او به ملکی، نسبت فامیلی با خاندان ملک التجار تبریزی است.

تحصیلات

آیت الله ملکی تبریزی، علوم صرف، نحو،‌ منطق، معانی بیان و دروس مقدّماتی دیگر را در تبریز فرا گرفت و پس از مدّتی «سطح» را به پایان رساند و برای استفاده بیشتر به نجف اشرف مشرف شد.

در نجف اشرف از درس محدّث محقق،‌ میرزا حسین نوری، فقیه وارسته آیت‌الله حاج آقا رضا همدانی، و اصولی معروف آخوند خراسانی استفاده کرد.

اما مهمترین استادش، عارف بالله آخوند مولی حسینقلی همدانی بود که میرزا جواد ملکی را از مُلک به ملکوت رساند. مرحوم ملکی تبریزی مدت 14 سال ملازم آخوند همدانی بود و بیشترین ارادت را نسبت به ایشان داشت.

وی درباره استادش در کتاب اسرار الصلاة می‌‌نویسد: حکیم عارف و معلم خبیر و طبیب کاملی بسان او ندیدم…

در جای دیگر از آن کتاب می‌‌‌نویسد: مرا شیخی بود جلیل‌القدر، عارف، عامل، کامل – قدس الله تربته – که کسی نظیر او در این مراتب را ندیدم ….

میرزا جواد آقا ملکی تبریزی از شدت علاقه به استادش (آخوند ملا حسینقلی همدانی)، نام فرزندش را حسینقلی گذاشت.

بازگشت به ایران

آیت الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی در سال 1321 قمری / 1270 شمسی به ایران بازگشت و به زادگاهش تبریز رفت.

جاذبه معنوی دوست‌داران معنا و معنویت را گرد او جمع کرد/

در این سالها بود که واقعه مشروطه پدید آمد و ارتش روسیه بخشی از آذربایجان را اشغال کرد، مردم بی‌‎‌پناه آن خطه به خاک و خون کشیده شدند و شهر تبریز محاصره شد.

راهی غیر از ترک دیار باقی نماند. از این رو حاج میرزا جواد آقا به دور از چشم متجاوزان رو به سوی تهران گذارد و از آنجا به زیارت حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام شتافت. سپس به قم مهاجرت کرد و این شهر را وطن خویش قرار داد.

ارمغان ارزشمند دوران تحصیل و تدریس حاج میرزا جواد آقا، ژرف‌‌‎نگری و اندیشمندی بسیار نسبت به اوضاع جهان بود.

وی صاحب سیرتی سیاسی شده بود و هماره حوادث را با دیده بصیرت و بینش می‌‌‎نگریست. حکومت زمان خود را مردود می‌‌‎دانست و صاحب منصبان را افرادی ناپاک و غاصب می‎‌‌شمرد. هیچ گاه روی خوش به آنان نشان نمی‌‌‎داد و با زبان دعا، ناخرسندی خویش را نسبت به اوضاع ابراز می‌‌‎کرد.

افرادی که برای مشورت به حضورش می‌‎آمدند از قبول کارهای دولتی منصرف می‌‌‎ساخت و سردمداران حکومت را همچون ستمگران بنی امیّه و بنی عباس قلمداد می‌‌‎کرد.

تدریس و تهذیب در قم

سال 1329 ق. قم پذیرای وجود حاج میرزا جواد آقا شد. در آن ایّام این شهر از امکانات کمی برخوردار بود؛ جمعیتی اندک داشت و هنوز حوزه علمیّه کنونی تأسیس نشده بود.

این عارف فرزانه اندکی پس از ورود، به درخواست برخی از علاقه‌مندان، جلسات درس و محافل اخلاق برپا کرد.

درس «فقه» که متن آن مفاتیح فیض کاشانی بود؛ درس «اخلاق و عرفان» برای عموم مردم که در مدرسه فیضیه تشکیل می‌‎شد و درسی برای خواص، با موضوع اخلاق و عرفان که در منزل ایشان دایر بود.

علاوه بر این، نماز جماعت در مسجد بالا سر حرم مطهر حضرت معصومه علیهاالسلام نیز از سوی ایشان اقامه می‌‎‌شد.

حالات معنوی و اخلاقی

از حالات عرفانی، اخلاقی و معنوی ایشان نمونه های زیادی ذکر شده ولی اینجا به بیان دو مورد اکتفا می‌کنیم:

مکاشفه‌ای درباره آیت‌الله ملکی تبریزی

علامه حسن زاده آملی می‌‌نویسد: حکایت کرد براى ما جناب حجت‌الاسلام حاج سید جعفر شاهرودى که از علماى عصر حاضر طهران است دو مکاشفه را که مفصّل است مجمل آن را براى یافتن مقام و منزلت صاحب ترجمه مى‌‏‌نگارم:

فرمود شبى در شاهرود خواب دیدم که در صحرائى حضرت صاحب الامر (عجل الله تعالى له الفرج) با جماعتى تشریف دارند و گویا به نماز جماعت ایستاده‌‌‏اند، جلو رفتم که جمالش را زیارت و دستش را بوسه دهم، چون نزدیک شدم شیخ بزرگوارى را دیدم که متصل به آن حضرت ایستاده و آثار جمال و وقار و بزرگوارى از سیمایش پیداست، چون بیدار شدم در اطراف آن شیخ فکر کردم که کیست تا این حدّ نزدیک و مربوط به مولاى ما امام زمان است، از پى یافتن او به مشهد رفتم نیافتم، در طهران آمدم ندیدم، به قم مشرف شدم او را در حجره‏‌اى از حجرات مدرسه فیضیه مشغول به تدریس دیدم، پرسیدم کیست؟ گفتند عالم ربانى آقاى حاج میرزا جواد آقاى تبریزى است؛ خدمتش مشرف شدم تفقد زیادى کردند و فرمودند: کى آمدى گویا مرا دیده و شناخته از قضیه آگاهند. پس ملازمتش را اختیار نمودم و چنان یافتم او را دیده بودم و مى‌‏خواستم.

تا شبى که نزدیک سحر در بین خواب و بیدارى دیدم درهاى آسمان به روى من گشوده و حجاب‌ها مرتفع گشته تا زیر عرش عظیم الهى را مى‌‏بینم پس مرحوم استاد حاج میرزا جواد آقا را دیدم که ایستاده و دست به قنوت گرفته و مشغول تضرع و مناجات است به او مى‌‏نگریستم و تعجب از مقام او مى‌‏نمودم که صداى کوبیدن در خانه را شنیده و متنبه گشته برخاستم در خانه رفتم، یکى از ملازمین ایشان را دیدم که گفت بیا منزل آقا گفتم چه خبر است گفت سرت سلامت خدا صبرت دهد آقا از دنیا رفت.

 تاثیر نفس آیت الله ملکی تبریزی

استاد فاطمی نیا: در مورد جمال السالکین، آیة الله آقا میرزا جواد آقای تبریزی می‌نویسند که وقتی در مجلسی می‌نشست می‌فرمود: ای مردم! یکی از نام‌های خدا «غفار» است! همین را که می‌گفت، چند نفر غش می‌کردند و آنان را از مجلس بیرون می‌بردند!

آیت الله شیخ علی پناه اشتهاردی هم فرمودند: میرزا جواد آقا تبریزی در مدرسه فیضیه درس اخلاق داشت و آن چنان تأثیر آتشین بر دل‌ها می‌گذاشت که در درسش از اثر صحبت ایشان، غش می‌کردند و بی هوش می‌شدند.

روزی به میرزا جواد آقا عرض کردند که تأثیر صحبت شما چنان است که یکی از تجار در این جلسه حضور داشته بی هوش بر زمین افتاده است!

فرموده بودند: این که چیزی نیست مولایشان امیرالمؤمنین همیشه از خوف خدا چنین حالتی بهش دست می‌داد!

وفات:

میرزا جواد ملکی تبریزی روز یازدهم ذیحجه سال ۱۳۴۳ قمری (۱۱ تیر ۱۳۰۴ خورشیدی) درگذشت و در آرامگاه شیخان –واقع در شهر قم- آرام گرفت.

 

اساتید:

مهمترین استادان مرحوم ملکی تبریزی عبارت بودند از:

  1. آخوند ملا حسینقلی همدانی
  2. حاج آقا رضا همدانی
  3. آخوند خراسانی
  4. میرزا حسین نوری

 

شاگردان:

برخی از شاگران فاضل ایشان عبارتند از:

  1. امام خمینی – قدس سره الشریف –
  2. حاج آقا حسین فاطمی قمی
  3. آخوند ملا علی همدانی
  4. حاج شیخ عباس تهرانی
  5. سید محمود مدرّسی
  6. حجه الاسلام سید محمود یزدی
  7. محمود مجتهدی
  8. شیخ اسماعیل بن حسین «تائب»
  9. حاج میرزا عبدالله شالچی

آثار:

برخی از تألیفات آن عالم وارسته به قرار زیر است:

  1. اسرار الصلواة
  2. المراقبات
  3. رساله لقاءالله
  4. کتابی در فقه
  5. رساله‌ای در حج
  6. حاشیه فارسی بر غایة القصوی

اماکن:

در سال 1387 یکی از اتوبان‌های تبریز به اسم آیت‌الله ملکی تبریزی نامگذاری شد.

در نگاه بزرگان:

امام خمینی (ره)

عبارات امام خمینی را در قسمت شاگردان، نقل کردیم.

علامه طباطبایی (قدس سره الشریف)

مرحوم علامه طباطبائى صاحب کتاب المیزان، بر کتاب المراقبات آیت الله ملکی تبریزی تقریظی نوشته‌‌اند که بخشی از آن چنین است:  ‏

«… چند سطرى درباره کتاب اعمال سال، تألیف پیشواى طایفه، حجت حق، آیت الله، مرحوم حاج میرزا جواد آقا ملکى تبریزى – قدس اللّه روحه – مى‌نویسم نه با این هدف که این کتاب گرانسنگ یا مؤلف بزرگ آن را بستایم، زیرا این کتاب دریاى لبریزى است که در سنگ و پیمانه نگنجد و مؤلف آن پیشواى والا مقامى است که بلنداى زیاد شخصیت او با هیچ مقیاسى قابل اندازه‌‏‌گیرى نیست، و ناتوانى، عذرى موجّه، و یأس از رسیدن به مقصد، براى استراحت کافى است، بلکه با هدف تذکر به برادران و دوستان و سروران صادق و با صفا که تذکر براى مؤمنین سودمند است….

کتابى که پیش رو دارید از بهترین کتابهایى مى‌‏باشد که در این زمینه نگارش یافته است. در این کتاب لطایفى که اهل ولایت خدا از آن مراقبت نموده و نکات ظریفى که در دل سرگشتگان محبت خدا خطور نموده و تمام مطالبى که مربیان درباره عبادت خدا فهمیده‌‏اند، وجود دارد. خداوند مرقد مؤلف بزرگ آن را نورانى، از بارانهاى رحمت و بخشش خود بر آن سیراب و او را به پیامبر و آل پاک او ملحق نماید.»

مقام معظم رهبری(حفظه الله)

ایشان می‌فرماید: «ما قله‌‌‌هاى تهذیب داریم. در همین قم، مرحوم حاج میرزا جواد آقاى ملکى، مرحوم علامه‌ طباطبائى، مرحوم آقاى بهجت، مرحوم آقاى بهاءالدینى (رضوان اللَّه تعالى علیهم) قله‌‌‌هاى تهذیب در حوزه بودند. رفتار اینها، شناخت زندگى اینها، حرفهاى اینها، خودش یکى از شفابخش‌‌‌ترین چیزهائى است که می‌تواند انسان را آرام کند؛ به انسان آرامش بدهد، روشنائى بدهد، دلها را نورانى کند. در نجف بزرگانى بودند؛ سلسله‌ شاگردان مرحوم آخوند ملاحسینقلى تا مرحوم آقاى قاضى و دیگران و دیگران؛ اینها برجستگانند.»

در جای دیگر می‌فرماید: « … میرزا جواد آقاى تبریزى معروف – که از بزرگان اولیا و عرفا و مردان صاحب‌‌دلِ زمان خودش بوده است …»

علامه حسن زاده آملی(حفظه الله)

عارف الهى، سالک مستقیم، محقق ربانى، فقیه صمدانى، و مربّى نفوس آیة الله حاج شیخ میرزا جواد آقاى ملکى تبریزى (رضوان الله تعالى علیه) از اعاظم علماى الهى عصر أخیر، و به حق از علماى فقه و اصول و اخلاق و حکمت و عرفان بوده است‏.

آیت‌الله شهید مرتضی مطهری (رحمه الله)

استاد شهید می‌گوید: مرحوم حاج میرزا جواد آقا ملکى تبریزى از بزرگان اهل معرفت زمان ما- که پنجاه و دو سال پیش از دنیا رفته است و قبر او در قم است و من هر وقت به قم مشرّف مى‌‏‌شوم آرزو دارم قبر این مرد بزرگ را زیارت کنم- در یکى از نوشته‌‌‌هاشان درباره استاد بزرگوارشان مرحوم آخوند ملّا حسینقلى همدانى که از اعاجیب اهل معنا بوده مى‌‏‌نویسد که یک آقایى آمد پیش مرحوم آخوند و مرحوم آخوند او را توبه داد. چهل و هشت ساعت بعد وقتى آمد، ما او را نشناختیم. آنچنان از نظر چهره و قیافه عوض شده بود که ما باور نمى‏‌کردیم که این همان آدم چهل و هشت ساعت پیش است.

آیت‌الله حاج سید حسین فاطمی

وی می‌گوید: «او خودش دستورالعمل اخلاقی بود. شب که می‌‎شد در صحن خانه دیوانه‌‎وار قدم می‎‌زد و مترنم بود که:

گر بشکافند سراپای من /  جز تو نیابند در اعضای من

آخرین حرفش در بیماریش این بود که گفت «الله اکبر» و جان تسلیم کرد.»

شیخ محمد رازی

وی می‌گوید: ایشان ماههای رجب و شعبان را روزه بودند و در مدرسه فیضیه درس اخلاق عمومی می‎‌گفتند. اکنون که سی سال از رحلت آن عالم ربّانی می‌‌‎گذرد، در و دیوار مدرس و فضای مدرسه، صدای حزین و گریان و ناله‌‌‎های شوق و سوزان او را به گوش هوش می‎‌‌رساند که می‌‌‎گوید: «اللهم ارزقنا التجافی عن دار الغرور و الانابه الی دارالخلود والاستعداد للموت قبل الفوت».

ارتباط وی با حضرت بقیه الله ارواحنا له الفداء بسیار و ملازمتش به تقوا و ورع فراوان بود. مراقبتی بسیار به نوافل و حضور و توجه دایمی فراوان داشت و لحظه‎‌ای از یاد خداوند بیرون نمی‌‌‎رفت.

حاج میرزا عبدالله شالچی

وی می‌‌گوید: «مرحوم استادم، آیت الله ملکی، اجتهاد فکری و درونی داشت. در برداشتهای درونی قوی بود. ایشان دستورهایی در خوردن، خوابیدن و اعمال و رفتار ارائه می‌‎‌دادند که بسیار مؤثر بود و شخصی را پاک و پیراسته کرده، به سوی الله رهنمون می‌‎‎نمود.

… الان نیز مرقد ایشان – در قبرستان شیخان قم – محل حوایج است. من هر وقت حاجتی داشته باشم بر سر قبر ایشان می‌‌‎‎روم.»

نوع جلد

شومیز

زبان

نوبت چاپ

تعداد صفحه

209

قطع کتاب

موضوعات

نویسنده

واحد پژوهش نشر نور معارف

ناشر

نشر نور معارف

نقدها و نظرات

هنوز نقد یا نظری ثبت نشده است.

اولین نفری باشید که در مورد “به سوی دوست” نقد یا نظری می‌نویسید.