Back Cover
مشاهده داخل کتاب

باران فیض

باران فیض پندهای عالمانه و عارفانه‌ای است که از بیانات سه تن از علمای وارسته اقتباس شده تا به ما درس اخلاق و عرفان بیاموزد.

در این کتاب سخنانی از سه عارف وارسته گردآمده‌است؛ آیت الله سید حسن الهی طباطبایی، آیت الله سید عبدالحسین دستغیب و آقا شیخ محمد تقی آملی (رحمهم الله)

۲۵,۰۰۰ تومان

هدف نهایی خلقت انسان تکامل یافتن است و به صراحت در آیات و روایات تبیین شده که نهایت حرکت بشر به سوی خداست. نهایتی که برای حرکت انسان مقدر شده قرب به خداند است.

از سوی دیگر خداوند حکیم فطرت انسان را خداجو آفریده است ولی در مسیر زندگی ممکن است انسان با ابهامات و مشکلاتی روبرو شود که برای بازگشت به مسیر درست و یافتن حقیقت به فیوضاتی از سوی پروردگار نیازمند باشد.

کتاب «باران فیض» عباراتی از این دست را در خود جای داده است؛ عباراتی که از کلام علمای وارسته و اولیای الهی اقتباس شده و راهی به سوی سعادت و تکامل را برای ما ترسیم می‌کند.

فرمایشاتی که در این کتاب گردآمده از آیات عظام حاج سید حسن الهی طباطبایی، سید عبدالحسین دستغیب و شیخ محمد تقی آملی است. علمایی وارسته که مسیرهای پر پیچ و خم اخلاق و عرفان را پیموده‌اند و حالا از راهِ رفته برایمان می‌گویند.

بدان امید که کلام ایشان بر قلوب گرفتارِ ما اثر بخشد و مسیر سعادت و تکامل را برایمان روشن و مبین گرداند.

از ویژگی‌های این کتاب می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. تلاش شده اصل اختصار در تبیین مباحث رعایت شود.
  2. تمام سخنان درج شده در کتاب به منابع معتبر ارجاع داده شده است.
  3. تلاش شده عباراتی از کلام علما گلچین شود که قابل فهم برای عموم مردم باشد.
  4. قبل از بیان پندها، زندگینامه‌ی مختصری از صاحبان سخن برای آشنایی بیشتر بیان شده است.
  5. برخی از نکات اخلاقی و عرفانی در قالب پرسش و پاسخ ارائه شده است

محتوای کتاب؛

در این کتاب مجموعا 205 نکته اشاره شده که در قالب سه فصل دسته بندی شده است.

فصل اول: بیان توصیه‌هایی از آیت الله حاج سید حسن الهی طباطبایی را در بر دارد که شامل 14 سخن از ایشان است. در این فصل مباحثی پیرامون وظیفه بندگی، رفتار مسلمانان، معنای عرفان و امام غائب مطرح شده است.

فصل دوم: بیان اندرزهایی است که از سخنان آیت الله سید عبدالحسین دستغیب اقتباس شده است. در این بخش 122 سخن ارائه شده است که ابتدا موضوعاتی موضوعاتی چون حقیقت تقوا، لذائذ معنوی، ضعف ایمان و حیات جاودانه را در بر گرفته است.

فصل سوم: پندهایی است که از سخنان آیت الله آقا شیخ محمد تقی آملی گلچین شده است. در این بخش 69 نکته کوتاه و کاربری ارائه شده که موضوعاتی چون حقیقت نفس، شکر دائمی، روح نماز و مقام ایثار را در بر گرفته است.

در ابتدای هر فصل برای آشنایی با صاحبان سخن، مختصری از زندگینامه ایشان ارائه شده است. در پایان هر فصل نیز سخنان ارائه شده به منابع اصلی ارجاع شده تا استناد محتوایی کتاب رعایت شده باشد.

معرفی علما:

آیت الله حاج سید حسن الهی طباطبایی:

سید محمدحسن الهی طباطبایی، فرزند حاج میرزا محمد آقای قاضی طباطبایی، برادر علامه طباطبایی، و از شاگردان آیت‌الله حاج سید علی قاضی طباطبایی بودند. وی عالمی ربانی و عارف متشرع و در ردیف دانشورانی است که چراغ هدایت و فضیلت را برافراشت.

سید محمدحسن در سنین کودکی همزمان با آموزش در مکتب خانه و فراگیری مقدمات ادبیات فارسی و عرب زیر نظر استاد معروف وقت آقا میرزا علی‌نقی خطاط با هنر خوشنویسی آشنایی یافت و در این‌ اندیشه به مهارت رسید و پس از پایان درس‌های شیخ محمدعلی سرابی به مدرسه طالبیه تبریز آمد و سطوح عالی فقه، اصول، فلسفه و کلام را زیر نظر اساتید خبره و دانشوران زبده به کمال رسانید.

سید محمدحسن به همراه برادرش (علامه طباطبایی) به سال ۱۳۰۴ه. ق جهت تکمیل تحصیلات علوم دینی، تبریز را به قصد عتبات عالیات ترک نمود و عازم نجف اشرف گشت و در منزلی واقع در محله عماره که در نزدیکی بارگاه مطهر حضرت علی (علیه‌السّلام) قرار داشت، اقامت گزید که به دلیل دوری از وطن و خشونت آب و هوا و محیط ناآشنا چند مدتی را با سختی و مشقت سپری ساخت امّا بر خلاف این ناملایمات و با تحمل شدائد به محضر اساتید وقت حاضر گردید و به مدت یازده سال از حوزه درسی عارف معروف آیت‌الله حاج سید علی قاضی طباطبایی و سید حسین بادکوبه‌ای (۱۳۵۸ – ۱۲۹۳ه. ق) در عرفان، فلسفه، ریاضی و طب بهره مند شد و به طور همزمان فقه و اصول را از محضر آیت الّه شیخ محمد حسین غروی کمپانی (۱۳۶۱ – ۱۲۹۶ه. ق) و آیت‌الله شیخ محمد حسین نائینی (۱۳۵۵ – ۱۲۷۶ه. ق) و آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی (۱۳۶۵ – ۱۲۸۴ه. ق) فرا گرفت.

مرحوم آیت‌الله قاضی که در پرورش معنوی و تربیت روحانی ایشان نقش به سزایی داشت، بر اثر عبادت‌های خالصانه در مسجد سهله کوفه از لطف الهی و انوار قدسی فیض ملکوتی برخوردار گشت و بدین جهت در مسیر زندگیش تحولی شگرف پدید آمد. وی بنا به نقل علامه طباطبایی و ارتباط مرحوم الهی با روح آن عارف از طریق یکی از شاگردانش، قدرت طی‌الارض داشت و ظاهراً پس از افشای این تحولات غیبی، جمعی نزد آیت‌الله قاضی آمده و از او خواستند تا برایشان درس اخلاق گذارده و جرعه‌هایی از معنویت را به کامشان بریزد.

سید محمدحسن الهی به موازات پیگیری تحصیلات در نجف از طریق تزکیه نفس در عرفان عملی به رتبه‌ای رسید که چشم برزخی‌اش باز شد و انسان‌ها را مطابق ملکات و گرایش‌های باطنی آنان مشاهده می‌کرد.

در سال ۱۳۱۴ه. ش آیت‌الله طباطبایی و برادرش به دلیل اختلال در وضع معاش و نرسیدن مقرری از ایران، به موطن خویش (تبریز) بازگشت و در حوزه علمیه شهر به تدریس فلسفه از شفا و اسفار و برخی دیگر از کتب اهل حکمت اشتغال ورزید.

در نیمه دوم سال ۱۳۴۶ه. ش مطابق ۱۳۸۷ه. ق در بستر بیماری قرار گرفت و سرانجام در روز دوشنبه سیزدهم ربیع المولود سال ۱۳۸۸ه ق در سن شصت و سه سالگی از دنیا رفت. بدن مطهرش در جوار بارگاه حضرت معصومه سلام الله علیها در مقبره معروف به او حسین مدفون است.

آیت الله سید عبدالحسین دستغیب:

آیت الله دستغیب در ۱۰ محرم ۱۳۳۲ق(۱۸ آذر ۱۲۹۲ش) در خانواده ای روحانی در شیراز به دنیا آمد.

تحصیلات مقدماتی را نزد پدر آموخت. پس از درگذشت پدرش سرپرستی مادر، سه خواهر و دو برادر کوچک‌تر را بر عهده گرفت و در مدرسه خان شیراز نزد کسانی چون ملا احمد دارابی و آیت الله علی اکبر ارسنجانی به تحصیل ادامه داد.

در دوره حکومت رضا شاه به بهانه سخنان تحریک‌آمیز و مخالفت‌هایش به زندان افتاد و میان ترک وطن یا کنار نهادن لباس روحانیت مخیر شد، در نتیجه در ۱۳۱۴ش به نجف رفت. در نجف نزد استادانی چون محمد کاظم شیرازی و سید ابوالحسن اصفهانی به ادامه تحصیل در مراتب عالی پرداخت [و پس از سقوط حکومت رضاشاه به توصیه استادش محمدکاظم شیرازی، به شیراز بازگشت.

وی که خطیب مسجد جامع عتیق بود، طی چند دهه فعالیتش در پیش از انقلاب اسلامی، از اوضاع اجتماعی ایران و رواج مظاهر غیردینی در کشور انتقاد می‌کرد. او پس از آغاز برنامه انقلاب سفید در اوایل دهه ۱۳۴۰ش، به پیروی از علما و مراجع تقلید به لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی اعتراض کرد. اعتراض به حکومت پهلوی در به رسمیت شناختن اسرائیل نیز یکی دیگر از مخالفت‌های او بود.

مواضع انقلابی وی موجب گردید که چند بار دستگیر و زندانی شود.  ساواک در ۱۳۵۲ش دستغیب را به سبب ایراد سخنرانی‌های تند ممنوع المنبر کرد

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در بهمن ۱۳۵۷، امام خمینی به درخواست اهالی شیراز، دستغیب را به سِمت امامت جمعه آن شهر منصوب کرد. افزون بر آن وی نماینده امام در استان فارس و نیز نماینده مردم فارس در مجلس خبرگان قانون اساسی بود.

او در نخستین سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی به افشاگری و مخالفت با گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی به ویژه مجاهدین خلق پرداخت و در ۲۰ آذر ۱۳۶۰ به هنگام رفتن به نماز جمعه در حمله انتحاری یکی از اعضای همین گروه به شهادت رسید.

از دستغیب بیش از دهها جلد کتاب در مباحث مختلف اسلامی و بیشتر در حوزه اخلاق، باقی مانده است. برخی از کتابهای وی مانند گناهان کبیره و معاد در بیش از یک میلیون نسخه به چاپ رسیده است.

آیت الله آقا شیخ محمد تقی آملی:

محمد تقی آملی فرزند مولامحمد آملی، در ۱۲ ذی‌القعده سال ۱۳۰۴ق در تهران متولد شد.

قسمتی از دروس معقول و منقول را نزد پدرش آقاشیخ محمد آملی (۱۲۶۳-۱۳۳۶) که خود از فیلسوفان به شمار می رفت، تحصیل کرد. پس از آن نزد عالمان دیگری مانند شیخ عبدالنبی نوری و میرزا حسن کرمانشاهی درس خواند. در ۱۳۴۰ق به نجف اشرف رفت و تا ۱۳۵۳ق از محضر استادانی چون میرزای نائینی، و آقا ضیاء عراقی و سید ابوالحسن اصفهانی بهره یافت. در اخلاق نزد میرزا علی آقا قاضی تحصیل کرد.

آملی به تهران بازگشت و به تصنیف و تدریس مشغول شد. آملی فقیهی گوشه نشین بود. از پذیرفتن مسئولیت ریاست گریزان بود و تا پایان زندگی نیز از نوشتن رساله فتوایی خودداری کرد. جمعی از فقهای فاضل از محضرش بهره می‌بردند و بسیار گرامی‌اش می‌داشتند.

از تألیفات او می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

حاشیه بر منظومه ملاهادی سبزواری

حاشیه بر شرح اشارات ابن سینا

حاشیه بر مکاسب شیخ انصاری

شرح عروه الوثقی، کتاب الصّلوه (تقریرات میرزای نائینی)

ایشان روز شنبه ۲۹ شوال سال ۱۳۹۱ق برابر با ۲۷ آذر ۱۳۵۰ش در تهران درگذشت و در حرم امام رضا(ع)، در مقبره میرزا حسین فقیه سبزواری به خاک سپرده شد.

نوع جلد

شومیز

زبان

نوبت چاپ

تعداد صفحه

140

قطع کتاب

موضوعات

نویسنده

واحد پژوهش نشر نور معارف

ناشر

نشر نور معارف

نقدها و نظرات

هنوز نقد یا نظری ثبت نشده است.

اولین نفری باشید که در مورد “باران فیض” نقد یا نظری می‌نویسید.